دفتر ثبت خاطرات کودک ما

عدد جدید

مامان و کورش در حال فروشندگی بازی مامان: اقا ببخشید میشه قیمت این ماشینو به من بگید؟ کورش: بله خانوم دوه تومن. (این یعنی دو تومن یا نه تومن؟)🤔🤔🤔🤔 مهم نیست. مهم اینه که من عااااااشقتم👌❤❤❤
27 شهريور 1397

داشتم می‌دیدم

داریم تلویزیون تماشا میکنیم. مامان خوابش گرفته و برای همین تلویزیونو خاموش میکنه. کورش: ااااا مامان داشتیم میبیدیم😂😂😂 مامان دور این زبون کوچولو بگرده❤❤❤🌷🌷
27 شهريور 1397

کورش چاقالو

مامان برای کورش ماکارونی اورده کورش یه بشقابشو خورده میگه بازم برام بیار.... کورش: مامان مامان: جونم؟ کورش: زیاد برام ماکارونی نیار شیکمم بزرگ میشه مثل کیمدی میشم😆😆 الهی قربون اون زبونت برم😘😘😘
17 تير 1397

موفقیت جدید

پسر گلم امروز شما موفق شدی لباستو برای اولین بار بدون کمک مامان و بابا خودت بپوشی. و از این کار کلی ذوق زده شدی. بطوری که چند بار لباستو دراوردی و دوباره پوشیدی و از این کار رضایت زیادی کسب کرده بودی. قربونت برم بزرگ شدنت را بهت تبریک میگم. به قول خودت بابا رضا میگه ماشالله مرد شدم😘😘😘 عاشقتم مرد کوچک من😍😍😍😘😘❤❤❤
24 ارديبهشت 1397

بای بای پمپرز

تبریک میگم عزیز دلم. این مرحله را هم شما با موفقیت گذروندی. همکاریت توی این مسئله خیلی زیاد بود. با اینکه خیلی استرس اینکارو داشتم به لطف خدای مهربون تموم شد. دیگه حالا عملا همینطور که خودتم اشاره میکنی مرد مرد شدی. مرد کوچیک من. عاشقتم❤❤❤❤😍😍😗
13 ارديبهشت 1397

شن بازی

کورش در حال شن بازی.... کورش: مامان بیا از من عکس بگیر دارم شنا بازی(شن بازی) میکنم. اینم عکس ما ...
19 اسفند 1396

نوربارون

کورش زنگ میزنه به باباش کورش: الو بابا کجایی؟ بابا: سر نوربارونم دارم میام دنبالت مامان: بابا کجا بود؟ کورش: تو بارونه داره میاد😂😂😂😂 الهی من قربون این زبونت برم😘😘😘😘
18 اسفند 1396

جیبیدد

بابا رضا تو خونه یه دونه پر هلو خورد و اومد از خونه بیرون تو راه..... کورش: بابا چی میخوری؟ بابا: پر هلو کورش: به منم بده بابا: ندارم کورش: دفعه بعد یکم پر بریز تو جیبیدت که هر وقت بهت گفتم پر هلو داری بگی اره. بابا: چشم😂😂😂😂
18 اسفند 1396